الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
379
أصول الفقه ( فارسى )
بحسب اتفاق ، سببش [ مثل زلزله يا خسوف يا كسوف و . . . ] در آنوقت پديد آمده و وقت ادائش تنگ شده است . و مسئلهء تقديم نماز يوميّه بر نماز آيات در فرض تنگى وقت هر دو از اجماعيات است و همهء علما برآن متفقاند و منشئى ندارد جز اهميت نماز داراى وقت مختص كه اين اهميت از بعضى روايات ، فهميده شده است . 4 - وجوب يكى از دو واجب ، مشروط به قدرت شرعى باشد ولى ديگرى چنين نباشد . و مراد از قدرت شرعى ، همان قدرتى است كه در لسان دليل ، بعنوان شرط وجوب اخذ مىشود مثل حج كه وجوبش مشروط به استطاعت است و امثال حج . و در فرض مزاحمت بين اين واجب [ مثل حج ] و واجبى ديگر [ مثل اداء قرض ] كه وجوبش مشروط به قدرت نيست ، براى مكلّف علم حاصل نمىشود كه آنچه شرط وجوب [ مثل حج ] است حاصل شده ، زيرا احتمالا همين مزاحمتش با واجب ديگر به منزلهء سلب قدرت معتبرهء در وجوب است . و در صورت عدم يقين به حصول شرط وجوب ، يقين به اصل تكليف هم حاصل نمىشود و لذا اين تكليف [ مثل حج ] ، مزاحم تكليفى ديگر كه وجوبش منجز و معلوم است نمىشود . و اگر كسى بگويد : عقلا هر واجبى ، مشروط به قدرت است و بنابراين ، واجب ديگر [ مثل اداء قرض ] نيز مشروط به قدرت است پس چه فرقى بين اين دو واجب هست ؟ در جواب مىگوئيم : ما قبول داريم كه عقلا هر واجبى مشروط به قدرت است ، ولى چون در لسان دليل ، قدرت در واجب ديگر اخذ نشده ، پس از جهت دلالت لفظى مطلق است و اين عقل است كه به لزوم قدرت حكم مىكند . و در حصول شرط قدرت عقلى ، همان تمكن مكلّف از انجام واجب و لو با فرض مزاحمت ، كافى است . زيرا شكى نيست كه مكلّف در فرض مزاحمت ، قدرت و توانايى انجام آن واجب مفروض را دارد و اين در صورتى است كه واجب مزاحم با آن را كه مشروط به قدرت شرعى است ترك كند . و خلاصهء سخن اينكه : وجوب واجب ديگر [ مثل اداء قرض ] منجّز و فعلى است زيرا شرطش كه قدرت عقلى است ، حاصل است ، بر خلاف مزاحمش كه مشروط به قدرت شرعى است . زيرا گفتيم احتمال مىرود آنچه در دليل بعنوان قدرت مخصوص اخذ شده ، شامل اين قدرت كه در فرض تزاحم حاصل است ، نشود . بنابراين تنجز آن واجب [ مثل حج ] و فعليت آن